سخن گوهربار : حكمت 294فاصله ميان شرق و غرب (علمى) وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَسَافَةِ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَقَالَ ع مَسِيرَةُ يَوْمٍ لِلشَّمْسِ . و درود خدا بر او ، فرمود: ( از فاصله ميان مشرق و مغرب پرسيدند ، فرمود:) به اندازه يك روز حركت خورشيد.

منوی سایت
آموزش همگانی

معاونت آموزشی بنیاد نهج البلاغه استان اردبیل  از عموم علاقمندان محترم آموزش نهج البلاغه دعوت می نماید  برابر برنامه اعلام شده در منو آموزش همگانی در این محافل حضور داشته باشند.

married men who cheat maryaltmansblog.com.nobullsoftware.com my husband almost cheated on me
rite aid couponing site prescription drug discount card
آدرس ایمیل های مدیران بنیاد

مدیر بنیاد

manager at bnda . ir

bonyad.ard@gmail.com

معاونت فن آوری اطلاعات

admin at bnda . ir

معاونت پژوهشی

research at bnda .ir

معاونت آموزشی

education at bnda .ir

free std testing indianapolis click chlamydia throat symptoms
my wife cheated now what mapbiquity.com married men and affairs
kamagra 100mg blog.jrmissworld.com kamagra 100

جلوه های بلاغت در نهج البلاغه

دراین شماره با انواع  دیگری از محسنات لفظی در علم بدیع آشنا خواهیم شد.از جمله  استخدام وتعریض که پس از تعریف با ذکر مثال از نهج البلاغه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

استخدام

آن، چنان است كه لفظى دو معنى داشته باشد و از خود لفظ، يك معنى را اراده كنند و از ضميرى كه به آن باز مى گردد، معنى دوم را منظور نمايند يا آنكه دو ضمير به آن باز گردد يكى به اعتبار معنى اول و ديگرى با لحاظ معنى دوم. [ مطول تفتازانى ص 337. ]

مثال : فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا-  فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا  [ نهج البلاغه، خطبه 26. ] ساز و برگ جنگ آماده سازيد و خود را براى پيكار دشمنان مهيا كنيد، زيرا آتش جنگ افروخته شده و شعله‏هاى آن بالا گرفته است .

سه ضمير اول به اعتبار معنى حقيقى آن به "حرب" باز مى گردد و دو ضمير آخر به اعتبار معنى مجازى آن يعنى نارالحرب، به همان لفظ باز مى گردد.

 وَ خَلَقَ الْآجَالَ فَأَطَالَهَا وَ قَصَّرَهَا وَ قَدَّمَهَا وَ أَخَّرَهَا .  [ نهج البلاغه، خطبه 90. ] و مدّت عمرها را تعيين نموده برخى را دراز و گروهى را كوتاه و بعضى مقدّم و جمعى را مؤخّر داشت.

اجلها را معين ساخت برخى را دراز و برخى را كوتاه، يكى را پيش داشت و ديگرى را واپس انداخت. "اجل" گاهى بر مدت چيزى و گاهى بر زمان حلول مرگ اطلاق مى گردد ضمير در "اطالها" و "قصرها" به اعتبار معنى اول به اجل <مدت زمان>برمى گردد و دو ضمير آخر به اعتبار معنى دوم [ منهاج البراعه ج 1 ص 159.] بدان <حلول مرگ> باز مى گردد.

تعريض

تعريض عبارت از اين است كه مطلب را به شكلى بيان كنند كه شنونده احساس كند غرض ديگرى در كار است، مانند آنكه محتاجى به مخاطب خويش بگويد: جئت لاسلم عليك و ازورك: براى عرض سلام و زيارت شما آمده ام و منظورش درخواست كمك باشد . اين جمله به غرض استعطاف آمده است كه البته اغراض ديگرى چون اظهار علو مقام موصوف نيز باعث تعريض مى گردد و مصداق آن جملات ذيل است: پس از ذكر بعثت پيامبر اكرم "ص":  فَأَدَّى أَمِيناً وَ مَضَى رَشِيداً  وَ خَلَّفَ فِينَا رَايَةَ الْحَقِّ مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ دَلِيلُهَا مَكِيثُ الْكَلَامِ بَطِي‏ءُ الْقِيَامِ سَرِيعٌ إِذَا قَام‏. [ نهج البلاغه، خطبه 99. ] پس تبليغ رسالت كرد (احكام الهىّ را رساند) با امانت و درستكارى، و از دنيا رفت ارشاد كننده، و ميان ما بيرق و نشانه حقّ (راهنمايان به خداوند، قرآن كريم و ائمّه اطهار عليهم السّلام) را باقى گذاشت، كسيكه از آن بيرق جلو رفت (به احكام او چيزى افزوده يا كم كرد، از دين) خارج شد، و كسيكه مخالفت كرده پيروى ننمود (بدستور آن حضرت اعتنائى نكرد) هلاك گرديد، و كسيكه با آن همراه بود بحقّ پيوست (سعادتمند شد) نگاه‏ دارنده آن بيرق با تأنّى و درنگ سخن مى‏گويد و بانجام امرى دير قيام مى‏نمايد (زيرا خردمند در هر كارى انديشه كند و با مصلحت سخنى گفته يا قدم بردارد، و) چون قيام نمايد (پس از انديشه مصلحت در قيام بيند) با شتاب است (زود انجام دهد).

جمله اخير تعريض به خود ايشان است از آن جهت كه تمايلى به تصريح به نام خود نداشته اند. از جمله نيكوترين مصاديق تعريض، عبارات ذيل مى باشد:

 وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الْوَالِي عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْكَامِ وَ إِمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ الْبَخِيلُ فَتَكُونَ فِي أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لَا الْجَاهِلُ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ وَ لَا الْجَافِي فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لَا الْحَائِفُ لِلدُّوَلِ فَيَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لَا الْمُرْتَشِي فِي الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ يَقِفَ بِهَا دُونَ الْمَقَاطِعِ وَ لَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَيُهْلِكَ الْأُمَّةَ. [ نهج البلاغه، خطبه 131. ] و شما (از رويّه خلفاى پيش از من) دانستيد كه سزاوار نيست حاكم و فرمانده بر ناموس و خونهاى مردم و غنيمتها و احكام اسلام و امامت بر مسلمين بخيل باشد تا براى جمع مال ايشان حرص بزند، و نه جاهل تا بر اثر نادانى خود آنها را گمراه گرداند، و نه ستمگر تا بظلم و جور آنان را مستأصل و پريشان نمايد، و نه ترسنده از تغيير ايّام تا با گروهى همراهى كرده ديگرى را خوار سازد (يار توانگران و به مستمندان بى اعتناء باشد) و نه رشوه‏گير در حكم (كه مالى گرفته حقّى را باطل يا باطلى را حقّ گرداند) تا حقوق مردم را از بين برده حكم شرع را بيان ننمايد، و نه رفتار نكننده به سنّت و طريقه پيغمبر اكرم باشد تا امّت او را هلاك و تباه سازد.

جملات فوق تعريض است به غصب كنندگان خلافت و شمه اى از اوصاف ذميمه و اخلاق رذيله آنان همچنين جمله ى: لَمْ تَكُنْ بَيْعَتُكُمْ إِيَّايَ فَلْتَةً [ نهج البلاغه، خطبه 136. ] بيعت شما با من بدون فكر و انديشه نبود (بلكه همه اجتماع كرده از روى فكر و انديشه درست اقدام بر اين امر نموديد، ، تعريضى به بيعت با "ابى بكر" است كه "عمر" آن را فَلْتَةً "مساوى كار ناگهانى و بى تدبير" اعلام كرده بود. در ستايش پيامبر اكرم "ص". كلَّمَا نَسَخَ اللَّهُ الْخَلْقَ فِرْقَتَيْنِ جَعَلَهُ فِي خَيْرِهِمَا لَمْ يُسْهِمْ فِيهِ عَاهِرٌ وَ لَا ضَرَبَ فِيهِ فَاجِرٌ [ نهج البلاغه، خطبه 205. ]

هر زمان كه خداوند خلائق را (از اصلاب به ارحام) آورد آنها را دو جرگه (خير و شرّ) گردانيد، پس آن حضرت را در دسته خير و نيكو قرار داد، در نسب آن بزرگوار بهره‏اى براى زناكار نبود، و گناهكار شريك نگرديد (پدران و مادران پيغمبر اكرم تا حضرت آدم عليه السّلام همه موحّد و خدا پرست بودند، و شرك و كفر و گناه در آنها راه نداشت، چنانكه امام عليه السّلام به صراحت فرموده است).

جمله آخر تعريضى به سوء نسب جمعى از منافقان است.

به اجماع علماى بلاغت، تعريض بر تصريح رجحان دارد، چرا كه نفس آدمى به امعان و دقت در فهم معانى پوشيده، راغب است و گاهى نهى صريح از منكر، باعث لجاجت طرف مقابل مى گردد و تاثير تعريض در اين هنگام بيشتر است، بعلاوه كلام صريح يك وجه بيشتر ندارد حال آنكه براى تعريض در كلام از شيوه هاى مختلف و متنوع مى توان كمك گرفت. [ منهاج البراعه ج 1 ص 185. ]

 

منبع:

1 - جلوه های بلاغت در نهج البلاغه ،محمد خاقانی ،صص 227-230،بنیاد نهج البلاغه،تهران،1376

 2 -دانشنامه علوی منهاج النور

 

 

 

 

 

omeprazole eg omeprazole omeprazole posologie
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد نهج البلاغه اردبیل میباشد