سخن گوهربار : حكمت 109ارزش والاى اهل بيت پيامبر (ص) (اعتقادى، سياسى) وَ قَالَ [عليه السلام] نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ التَّالِى وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِى . درود خدا بر او ، فرمود : ما تكيه گاه ميانه ايم ، عقب ماندگان به ما مى رسند ، و تندروان غلو كننده به سوى ما باز مى گردند.

منوی سایت
آموزش همگانی

معاونت آموزشی بنیاد نهج البلاغه استان اردبیل  از عموم علاقمندان محترم آموزش نهج البلاغه دعوت می نماید  برابر برنامه اعلام شده در منو آموزش همگانی در این محافل حضور داشته باشند.

married men who cheat maryaltmansblog.com.nobullsoftware.com my husband almost cheated on me
rite aid couponing site prescription drug discount card
آدرس ایمیل های مدیران بنیاد

مدیر بنیاد

manager at bnda . ir

bonyad.ard@gmail.com

معاونت فن آوری اطلاعات

admin at bnda . ir

معاونت پژوهشی

research at bnda .ir

معاونت آموزشی

education at bnda .ir

free std testing indianapolis click chlamydia throat symptoms
my wife cheated now what mapbiquity.com married men and affairs
kamagra 100mg blog.jrmissworld.com kamagra 100

جلوه های بلاغت در نهج البلاغه - طباق

طباق كه آن را مطابقه و تطبيق و تضاد و تكافو نيز ناميده اند، مصدر باب مفاعله است و هنگامى كه مى گويند: "طابق الفرس فى جريه طباقا و مطابقه." بدين معنى است كه اسب پاهاى خود را در جاى دستهاى خود قرار دارد .

طباق در اصطلاح عبارت است از جمع بين دو امر متضاد يا دو معنى متقابل در يك جمله، اعم از آنكه اين تقابل از نوع تضاد باشد يا ايجاب و سلب يا عدم و ملكه يا تضايف. گفته اند كه هيچ مناسبتى بين معناى لغوى و اصطلاحى طباق نيست چرا كه جمع بين چندين موافقت نيست و موافقت در معناى لغوى طباق مندرج مى باشد .

اما "تفتازانى" مناسبت بين معناى لغوى و اصطلاحى آن را در شرح مفتاح چنين بيان داشته است كه اين فن را از اين رو مطابقه ناميده اند كه در ذكر دو معنى متضاد بين دو چيز كه بغايت مخالف يكديگرند نوعى توافق ايجاد شده است مثل ذكر احيا در كنار اماته و ابكا در كنار ضحك و مانند آن. طباق بر چند قسم است :

طباق بين دو معناى حقيقى

بين دو اسم

ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و سبخها و عذبها تربه سنها بالماء. [ نهج البلاغه، خطبه 1].

پس خداى پاك باعظمت از زمين گونه گون طبيعت خاكى فراهم كرد از زمين نرم و ناهموار و از شيرين آن و از نمكزار بر آن خاك آب ريخت تا پاك شد .

در صفات متقين:و صار من مفاتيح ابواب الهدى و مغاليق ابواب الردى. [ نهج البلاغه، خطبه 86 . ]

كليد درهاى هدايت گرديد و قفل درهاى هلاكت .

در اين جمله بين "مغاليق" و "مفاتيح" و "ردى" و "هدى" طباق برقرار است. [ شرح ابن ميثم ج 2 ص 293] .

رب بعيد اقرب من قريب و قريب ابعد من بعيد. [ نهج البلاغه، نامه 31] .

بسا دور كه از نزديك، نزديكتر است و بسا نزديك از دور، دورتر .

مثال ديگر :

ضاد النور بالظلمه و الوضوح بالبهمه و الجمود بالبلل و الحرور بالصرد، مولف بين متعادياتها مقارن بين متبايناتها مقرب بين متباعداتها مفرق بين متدانياتها. [ نهج البلاغه، خطبه 228] .

روشنى را ضد تاريكى قرار داد و سپيدى را ضد سياهى، و ترى را مخالف خشكى و گرمى را مخالف با سردى نهاد. ناسزاواريهاى طبيعت را با يكديگر سازوارى دهنده است و جداها از هم را فراهم آورنده و دورها از يكديگر را نزديك سازنده و نزديكها را جدا گرداننده .

عبارات فوق حكمتى آميخته با فصاحتى شگفت انگيز است كه در آن هر واژه اى را با آنچه شايسته آن مى باشد، پيوند داده است. به واژه متباعدات لفظ "مقرب" را نسبت داده چرا كه بعد به ازاى قرب است و "متباين" را با "مقارن" مقرون ساخت چه اينكه بينونت به ازاى مقارنت است. براى "متعاديات" واژه "مولف" را بكار برد چون ائتلاف در برابر تعادى است. آنگاه امام معنى سابق را عكس نمود و گفت: مفرق بين متدانياتها كه در آن "فساد" را در برابر "كون" قرار داد و اين از دقايق حكمت امام است چون هر كاينى به فساد مى گرايد، پس چون در تركيب و ايجاد عالم كون سخن گفت، به دنبال آن فساد و عدم را مطرح نمود و فرمود: مفرق بين متدانياتها. توضيح آنكه هر جسمى كه از عناصر مختلف با كيفيتهاى متضاد تركيب شده باشد بدون ترديد به تفرقه و تجزيه خواهد گراييد. [ شرح ابن ابى الحديد ج 13 ص 74. ] در سخنان مذكور بين نور و ظلمت، وضوح و بهجت، جمود و بلل، حرور و صرد، مقرب و مفرق و متباعدات و متدانيات طباق وجود دارد .

بين دو فعل

الى الله اشكو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا. [ نهج البلاغه، خطبه 17] .

گله ى خود را با خدا مى كنم از مردمى كه عمر خود را به نادانى بسر مى برند و با گمراهى رخت از اين جهان بدر مى برند .

بين دو حرف

- خطاب به "اشعث بن قيس" ما يدريك ما على ممالى. [ نهج البلاغه، خطبه 19] .

تو را كه آگاهانيد كه سود من كدام است و زيان من كدام؟

و نيز: و الدهر يومان يوم لك و يوم عليك. فاذا كان لك فلا تبطر و اذا كان عليك فاصبر. [ نهج البلاغه، حكمت 390] .

و روزگار دو روز است: روزى از تو و روزى به زيان تو. در روزى كه از توست سركشى بنه و در روزى كه به زيان توست تن به شكيبايى ده .

بين دو فعل و دو اسم

الحمد لله الذى علا بحوله و دنا بطوله. [ نهج البلاغه، خطبه 82 ] سپاس خدايى را كه برتر است به قدرت و نزديك است از جهت عطا و نعمت .

در جمله فوق "دنا" از لحاظ لفظ و معنى در مقابل "علا" است و همچنين بين "حوله" و "طوله" مطابقه برقرار است .

بين يك اسم و يك فعل

و لهى بما تعدك من نزول البلاء بجسمك و النقص فى قوتك اصدق و اوفى من ان تكذبك او تغرك. [ نهج البلاغه، خطبه 214].

او با دردها كه به جسم تو مى گمارد و با كاهشى كه در نيرويت پديد مى آرد راستگوتر از آن است كه با تو دروغ گويد و وفادارتر از آنكه با تو راه خيانت پويد .

و: در جمله زير طباق در اسم و فعل و حرف با يكديگر جمع شده است: فوالله لو حننتم حنين الوله العجال... لكان قليلا فيما ارجو لكم من ثوابه و اخاف عليكم من عقابه. [ نهج البلاغه، خطبه 52] .

به خدا اگر چون شتر بچه مرده زارى كنيد... در مقابل ثوابى كه از خدا براى شما اميد مى دارم و كيفر او كه از آن بر شما مى ترسم اندك است و ناچيز .

 

جلوه های بلاغت در نهج البلاغه، صص230-233

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد نهج البلاغه اردبیل میباشد